براي ديدن تمامي قسمتها بايد عضو شويد.



 
الرئيسيةPortal*مكتبة الصورورودثبت نام

شاطر | 
 

 وصيت نامه كوروش بزرگ

اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
کوروش هخامنشی
admin
avatar

تعداد پستها : 421
Age : 31
اعتبار : 78
Registration date : 2008-11-16

پستعنوان: وصيت نامه كوروش بزرگ   الخميس نوفمبر 27, 2008 9:39 am

فرزندان من، دوستان من! من اكنون به پايان زندگی نزديك گشته*ام. من آن را با نشانه*های آشكار دريافته*ام.
وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكی، جوانی و پيری بخت*يار بوده*ام. هميشه نيروی من افزون گشته است، آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمی*كنم كه از هنگام جوانی ناتوان*ترم.


من دوستان را به خاطر نيكويی*های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان*بردار خويش ديده*ام.

زادگاه من بخش كوچكی از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز می*گذارم. اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم. حتی در پيروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم. در اين هنگام كه به سرای ديگر می*گذرم، شما و ميهنم را خوشبخت می*بينم و از اين رو می*خواهم كه آيندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چيزی است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا می كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.


بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشانی و نابسامانی روی ندهد.
من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست می*دارم ولی فرزند بزرگترم كه آزموده*تر است كشور را سامان خواهد داد.


فرزندانم! من شما را از كودكی چنان پرورده*ام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوان*تران از شما آزرم بدارند.
تو كمبوجيه، مپندار كه عصای زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان يک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن*تری هستند.


همواره حامی كيش يزدان پرستی باش، اما هيچ قومی را مجبور نكن كه از كيش تو پيروی نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسی بايد آزاد باشد تا از هر كيشی كه ميل دارد پيروی كند .


هر كس بايد برای خويشتن دوستان يك دل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاری به دست نتوان آورد.
از كژی و ناروايی بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد . من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود.


به نام خدا و نياکان درگذشته*ی ما، ای فرزندان اگر می خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.
پيكر بی*جان مرا هنگامی كه ديگر در اين گيتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اين*همه چيزهای نغز و زيبا می*پرورد آميخته گردد.
من همواره مردم را دوست داشته*ام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكی كه به مردمان نعمت می*بخشد آميخته گردم.


هم*اكنون درمی يابم که جان از پيكرم می*گسلد ... اگر از ميان شما كسی می*خواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامی كه روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسی نبيند، حتی شما فرزندانم. پس از مرگ بدنم را موميای نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.
از همه پارسيان و هم* پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گويند.


به واپسين پند من گوش فرا داريد. اگر می*خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيد

_________________
And the reign will kill us all
Throw ourselves against the wall
But no one else can see
The preservation of the martyr in me
---------------------------------------------------
به یزدان که گر ما خرد داشیتم............کجا این سرانجام بد داشتیم؟
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
وصيت نامه كوروش بزرگ
بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 ::  تاريخ، فلسفه و مذهب :: تاريخ :: ايران-
پرش به: