براي ديدن تمامي قسمتها بايد عضو شويد.



 
الرئيسيةPortal*مكتبة الصورورودثبت نام

شاطر | 
 

 وقتي ما خواب بوديم لوح حمورابي را از شوش به پاريس بردند

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Darkness shadow
moderator
avatar

تعداد پستها : 284
اعتبار : 130
Registration date : 2009-05-08

پستعنوان: وقتي ما خواب بوديم لوح حمورابي را از شوش به پاريس بردند   الأربعاء مايو 27, 2009 7:02 am



قانون حمورابي بزرگترين نشان تمدن ميانرودان (بين النهرين) است كه بر روي ستوني از جنس بازالت به بلنداي 2.25 متر و پهناي 65 سانتي متر به دستور حمورابي (1792-1750 ق.م.) حك شده است. او فرمانرواي بنام بابل در شهر سيپار، شهر شاماش خداي عدالت، بود. اين لوح در سده ي دوازدهم پيش از ميلاد به وسيله ي شاهزاده ي كشور همسايه، ايلام كه در ايران قرار داشت، از بابل به شوش آورده شد. اين لوح به همراه آثار ديگري از بابل در آكروپوليس شوش قرار داشت. لوح حمورابي مهمترين لوح حاوي قوانين به جامانده از خاور نزديك باستاني است و متن آن بيانگر نكات ارزنده اي درباره ي مذهب، اقتصاد، جامعه و تاريخ آن دوره است. تصوير لوح نشانگر اين است كه شاه دستورات خود را به شاماشمنسوب مي كند. متن لوح به خط ميخي و به زبان اكده اي نوشته شده. در ادامه تعدادي از اين 282 قانون آمده است.



برخي قوانين مربوط به احكام دزدي

اگر كسي شخصي را متهم كند و متهم شده به رودخانه برود و در آب غرق شود، اتهام درست بوده و اتهام زننده خانه ي متهم را صاحب مي شود. اگر رودخانه بي گناهي متهم را ثابت كند و او بدون آسيب بيرون بيايد، اتهام زننده به مرگ محكوم است و متهم خانه ي اتهام زننده را صاحب مي شود.
اگر شخصي اتهام جرمي را نزد بزرگان (پيران) بياورد و نتواند اثبات كند، اگر اتهام جرم بزرگ باشد مجازات او مرگ است.

اگر شخصي چيزي را از معبد يا دربار بدزدد هم دزد و هم دريافت كننده ي جنس محكوم به مرگ هستند.

اگر كسي از پسر يا برده ي مرد ديگري بدون شاهد يا قرار داد چيزي بخرد، طلا يا نقره، برده ي مرد يا زن، گوسفند يا گاو، خر … فرد خريدار در حكم دزد است و به مرگ محكوم است.

اگر كسي گله يا گوسفند يا خوك يا بزي بدزدد و آن متعلق به خدا يا دربار باشد بايد ۳۰ فولد بپردازد.

اگر متعلق به مرد آزاد ديگري باشد بايد ۱۰ فولد بپردازد و اگر چيزي براي پرداخت ندارد به مرگ محكوم است.

اگر كسي جنسي را از دست بدهد و آنرا در مالكيت ديگري بيابد و اين شخص ادعا مند كه آنرا از بازرگاني و در برابر شاهداني خريده. و صاحب مال نيز ادعا كند كه شاهداني دارد كه شهادت دهند اين جنس از آن اوست، انگاه بايد خريدار تاجر و شاهدان خود و مالك نيز شاهدان خود را بياورد و قاضي شهادت آنها را بيازمايد. در اينصورت تاجر دزد به حساب مي آيد و به مرگ محكوم است.

اگر خريدار تاجر و شاهدان را نياورد و مالك شاهد بياورد، خريدار دزد است و به مرگ محكوم.

اگر مالك شاهدي نياورد در آنصورت او بدكار است و به مرگ محكوم.

اگر شاهدان در دسترس نباشند، قاضي فرجه ي شش ماهه اي مي دهد و اگر در آن ۶ ماه نيز شاهدان نيايند، فرد بدكار است و بايد جريمه بپردازد.

اگر كسي برده ي مرد يا زني از دربار يا از مرد آزاد ديگري را در خارج از دروازه ي شهر بگيرد، او به مرگ محكوم است.

اگر برده ي مرد يا زن فراري از دربار يا متعلق به مرد آزاد ديگري به خانه ي كسي بروند و او آنرا به مجل اعلان عمومي نياورد رييس خانه به مرگ محكوم است.

اگر كسي برده ي مرد يا زني را در مناطق بيابد و آنرا به صاحبش برگرداند صاحب برده بايد دو شكل نقره به فرد بپردازد.

اگر برده از گفتن نام صاحب خود خودداري كند بايد آنرا به قصر آورند و جستجوي بيشتري شود تا او را به صاحبش باز گردانند.

اگر كسي سوراخي به خانه اي حفر كند (براي دزدي) شخص در برابر همان سوراخ بايد كشته و دفن شود.

اگر از كسي دزدي شد و دزد گرفته نشد او بايد با سوگند آنچه از او دزديده شده را بيان كند و جامعه يا آنكه در محدوده ي قدرت او اين دزدي رخ داده بايد دزدي را جبران كند.

اگر شخصي دزديده شد، جامعه بايد يك مينا نقره به بازماتندگان شخص بپردازد.

اگر آتش خانه اي را ويران مي ساخت و كسي كه آمده بود آتش را خاموش كند چشم به مال صاحبخانه داشت و آن مال را تصرف كرد بايد خود در آتش افكنده شود.

اگر سردسته يا سرباز معمولي اي كه بايد به فرمان شاه به جنگ مي رفت، سربازي را اجير كند تا به جاي او به جنگ رود، اگر از پرداخت خودداري كند آن سردسته/سرباز به مرگ محكوم است و فرد اجير خانه ي او را صاحب مي شود.

اگر شخصي مزرعه ي خود را به نرخ مشخصي اجاره داد و پول را دريافت كرد ولي هواي بد محصول را از ميان برد خسارت بر عهده ي كشاورز است.

اگر كشاورز به دليل ناموفقيت در سال نخست كشت را به ديگري بسپارد، مالك نمي تواند ايرادي بگيرد و مطابق قرارداد سهمش را دز پايان دريافت مي كند.

برخي قوانين مربوط به روابط خانوادگي

اگر كسي به دليل قرض كه پرداخت نكرده خود، همسر، پسر يا دخترش را بفروشد يا به كار اجباري بفرستد آنها تا سه سال بايد براي كسي كه آنها را خريده كار كنند و در سال چهارم آزاد مي شوند.

اگر مردي همسري بگيرد ولي با هم آميزشي نداشته باشند آن زن همسر او نيست.

اگر زني با مرد ديگري رابطه داشته باشد، بايد هر دو با طناب بسته شوند و به آب انداخته شوند. ولي شوهر مي تواند زن خود را ببخشد و شاه بردگان خود را.

اگر مردي به همسر باكره ي كسي را كه هنوز در خانه ي پدرش زندگي مي كند دست درازي كند، مرد به مجازات مرگ مي رسد.

اگر زني متهم به رابطه ي نامشروع شود ولي در حال همخوابگي دستگير نشده باشد، آن زن بايد براي شوهرش در آب رودخانه بپرد.

اگر مردي در جنگ اسير شود و در خانه ي او وسيله ي معاش هست ولي زن او خانه را ترك كند و به خانه ي ديگري برود، آن زن بايد به آب انداخته شود.

ولي اگر در خانه معاش نيست و زن به خانه ي ديگري برود، بر زن گناهي نيست.

اگر مردي بخواهد از زني كه براي او فرزند آورده است جدا شود بايد علاوه بر جهيزيه ي او بهره ي مالي مزرعه، باغ و منقولات را به او بپردازد. زماني كه او بچه هايش را بزرگ كرد، بخشي از آن به فرزندان تعلق مي گيرد، معادل آنچه به يك پسر تعلق مي گيرد، با او مي رسد. و او مي تواند با مرد مورد علاقه اش ازدواج كند.

اگر مردي بخواهد از زنش كه از او داراي فرزندي نشده جدا شود بايد معادل پول خريد او و همچنين جهيزيه اي كه از خانه ي پدرش به همراه آورده را به زن بپردازد و از او جدا شود.

اگر براي خريد او قيمتي نپرداخته بايد معادل يك مينا طلا به عنوان هديه بپردازد.

اگر زن مردي كه در خانه ي او زندگي مي كند بخواهد كه از او جدا شود، يا در قرض فرو رود، يا تلاش كند خانه را ويران كند يا شوهرش را ناديده بگيرد يا از نظر قضايي محكوم باشد، اگر شوهر بخواهد مه او را آزاد كند لازم نيست كه به او مبلغي بپردازد ولي اگر شوهر او را آزاد نكند و زن ديگري بگيرد، زن اول بايد در خانه ي شوهر به صورت خدمتكار باقي بماند.

اگر زني با مردي ازدواج كند و به او يك خدمتكار بدهد و براي او فرزند بياورد، و آن مرد بخواهد زن دومي بگيرد، نمي تواند.

اگر مردي زني بگيرد و از او بچه دار نشود و بخاهد زن دومي بگيرد و او را به خانه بياورد، زن دوم هرگز نبايد به جايگاه زن نخست (مرتبه) باشد.

اگر زن مردي بيمار شود و مرد بخواهد زن ديگري اختيار كند، نبايد زن نخست را از خانه اخراج كند بلكه بايد در خانه اي كه ساخته نگه دارد و او را تا زماني كه زنده است حمايت (مالي؟) كند.

اگر اين زن نخواهد در خانه ي مرد بماند، مرد بايد جهيزيه ي او را بپردازد و او را به خانه ي پدرش بفرستد.

اگر زني كه در خانه ي مردي زندگي كرده با مرد توافق كرده باشد كه هيچ بستانكاري نتواند او را بگيرد، اگر مرد پيش از ازدواج قرضي داشته، پس از اينكه زن به خانه وارد شد بستانكار نمي تواند او را بگيرد. همچنين اگر زن قرضي داشته باشد، بستانكار نمي تواند شوهر او را دستگير كند.

اگر كسي با مادر يا پدر خود زنا انجام دهد، هر دو فرد سوزانده مي شوند.

منابع: تمام قوانين حمورابي را مي توانيد در پابگاه دانشگاه ايالتي واشينگتن ببينيد.

منبع : وبلاگ شبهاي بي سحر
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
وقتي ما خواب بوديم لوح حمورابي را از شوش به پاريس بردند
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 ::  اخبار :: ايران-
پرش به: