براي ديدن تمامي قسمتها بايد عضو شويد.



 
الرئيسيةPortal*مكتبة الصورورودثبت نام

شاطر | 
 

 پیامبری که بوی نفت می داد

اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Biganeh
moderator


تعداد پستها : 598
اعتبار : 183
Registration date : 2008-09-28

پستعنوان: پیامبری که بوی نفت می داد   الخميس يونيو 04, 2009 12:18 pm

زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
و نفت بشکه ای 70 دلار بود
و گوجه فرنگی کیلویی 600 تومان بود
و خانه متری 800 هزار تومان
و مردی که پیام آور جزیره های دورافتاده بود
با هاله ای از نور
و چماقی در دستش و چماقی در برابرش
به جنگ جدول های ریاضی می رفت
و منحنی تورم را با چکش قاضی شعبه 1410 صاف می کرد
و به جمعیتی که زیر منحنی فقر می رفتند دستور می داد دیگر فقیر نباشند

زمان گذشت و ساعت پنج بار نواخت
و نفت بشکه ای 80 دلار شده بود
و گوجه های فرنگی به 1200 تومان می رسید
و آپارتمان های مهربان متری یک میلیون تومان بود
پیامبر تازه، جزیره کلمبیا را کشف کرد
جزیره ای که مردمانش به پیامبر کوچک فحش می دادند
و او خود را در هاله ای از نور می فهمید
و مردمان زیر منحنی فقر له می شدند
زمان گذشت و ساعت شش بار نواخت
بشکه های نفت به مشتری های 90 دلاری هم نگاه نمی کردند
و گوجه فرنگی های 2500 تومانی لباس های بنتون گرانقیمت می پوشیدند
و خانه ها به اشغال چک پول مندان درآمده بود
آه- چه ترکیب زیبایی است چک پول مندان-
مرد پیامبر صندوق های سرخ را به مردان سرخ شده می داد
و سرزمین سرخ کوتوله های قرمز برای او دست تکان می دادند
و چکش قاضی کوتوله مردمان را زیر منحنی فقر له می کرد

و زمان گذشت و ساعت هفت بار نواخت
و بشکه های نفت، آه، نفت!
95 دلار می شد
و گوجه فرنگی! آه، گوجه فرنگی!
3000 تومان می شد
و آپارتمان، آه! آپارتمان!
دو میلیون تومان هر متر
و پیامبر با عصای معجزه اش راههای لبنان را باز می کرد
تا حزب الله از کوه ها بگذرد

هر راهی که پیامبر می گشود
یک میلیون دلار خرجش بود
و هر ماه قله ای به مردم نشان می داد
قله هایی به قیمت 57625987324 هزار دلار و 10 سنت
چه پیامبر پرخرجی بود
با هاله ای از نور
پروژکتور! آه، پروژکتور!
و بی تاجی از خار
نه گلی بود و نه خاری
فقط مادر ما و خواهر ما

زمان گذشت و ساعت هشت بار نواخت
زمان گذشت و ساعت نه بار نواخت
زمان گذشت و ساعت ده بار نواخت

زمان می گذشت و صفرهای قیمت زیادتر می شدند
و ما در گودال فرو می رفتیم،
با هر صفری که روی کمرمان چون شلاق می نشست
در گودالی که نامش قله بود
با پیامبری که معجزه هایش بوی نفت می داد

و زمان می گذشت...

نازلی احساس( معصومه مستشار
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
کویر
moderator
avatar

تعداد پستها : 239
اعتبار : 67
Registration date : 2008-10-03

پستعنوان: رد: پیامبری که بوی نفت می داد   الخميس يونيو 04, 2009 1:48 pm

جالب بود
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
کوروش هخامنشی
admin
avatar

تعداد پستها : 421
Age : 31
اعتبار : 78
Registration date : 2008-11-16

پستعنوان: رد: پیامبری که بوی نفت می داد   السبت يونيو 06, 2009 12:40 am

درود بر شما

خیلی خنده دار بود

_________________
And the reign will kill us all
Throw ourselves against the wall
But no one else can see
The preservation of the martyr in me
---------------------------------------------------
به یزدان که گر ما خرد داشیتم............کجا این سرانجام بد داشتیم؟
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
پیامبری که بوی نفت می داد
بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 ::  گوناگون :: طنز و سرگرمي-
پرش به: