براي ديدن تمامي قسمتها بايد عضو شويد.



 
الرئيسيةPortal*مكتبة الصورورودثبت نام

شاطر | 
 

 متن کامل سخنرانی پرزيدنت اوباما دردانشگاه الازهـر ، به ترجمه رسمی دولت ایالات متحده

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Biganeh
moderator


تعداد پستها : 598
اعتبار : 183
Registration date : 2008-09-28

پستعنوان: متن کامل سخنرانی پرزيدنت اوباما دردانشگاه الازهـر ، به ترجمه رسمی دولت ایالات متحده   السبت يونيو 06, 2009 12:51 pm

خوش آمد و سپاس
افتخار دارم در قاهره، شهری که به زمان محدود نمی شود، میهمان دو مؤسسه معتبر هستم. بیش از یک هزار سال، الازهر چراغ تعلیمات اسلامی و بیش از یک قرن دانشگاه قاهره منشأ پیشرفت مصر بوده اند. متفقاً، شما نمایندۀ هم آهنگی میان سنت و پیشرفت هستید. من از میهمان نوازی شما و ملت مصر سپاسگزارم. این افتخار را نیز دارم که بهمراه خود حسن نیت مردم آمریکا و درودی از صلح از سوی جوامع مسلمان کشورم را برای شما به ارمغان آورده ام. السلام علیکم.

پیشینه از درگیری و همزیستی
ما در برهه ای از زمان دیدار می کنیم که میان ایالات متحده و جهان اسلام تنش وجود دارد -- تنشی که در تاریخ و فرای آمریکا ریشه دارد. طی قرنها، رابطه میان اسلام و غرب همزیستی و همکاری و همچنین درگیری و جنگ مذهبی را در بر داشته است. در دوران اخیر، استعمار که حقوق و فرصتها را از بسیاری مسلمانان سلب کرد، و جنگ سرد که بسیاری اوقات بدون اعتنا به آرمانهای کشورها آنان را آلت دست خود قرار داد، به تنش افزودند. علاوه براین، تغییرات سریعی که با مدرنیته و جهانی شدن صورت گرفتند، موجب شد بسیاری مسلمانان گمان کنند که غرب دیدگاهی خصمانه نسبت به سنن اسلام دارد.

ستیز و سوء تفاهم
افراط گرایان از این تنشها در بخشی کوچک، اما مهم از جهان اسلام ، سوء استفاده کرده اند. حملات ۱۱ سپتامبر و تلاشهای مستمر این افراط گرایان برای اعمال خشونت علیه غیرنظامیان، برخی را به این نتیجه رسانده که اسلام نه تنها با آمریکا و کشورهای غربی بلکه با حقوق بشر نیز خصومت دارد. این امر موجب هراس و عدم اعتماد بیشتر دو طرف شده است.
تا زمانی که اختلافات رابطه ما را تعیین می کنند، موجب تقویت آنانی میگردند که بذر تنفرمی پاشند، نه صلح. آنهائی که درگیری ایجاد می کنند، نه همکاری که به سعادت همه مردمان بیانجامد و بتوانند به عدالت و وفور نعمت برسند. این دور باطل شک و ظن و نزاع باید متوقف شود.

آغازی نوین
من در پی آغازی نوین میان ایالات متحده و جهان اسلام بر اساس علائق و احترام متقابل به این جا آمده ام – آغازی مبتنی بر این حقیقت که آمریکا و اسلام جنبه انحصاری ندارند و نیازی به رقابت در بین آنان نیست. در واقع، تشابه هائی بین آن دو وجود دارد و دارای اصول مشترک – اصول عدالت و پیشرفت – بردباری نسبت به دیگران و عزت انسانها هستند.
به منظور حرکت به جلو، باید آنچه در قلب هایمان نگاه داشته ایم صراحتاً به زبان آوریم -- مطالبی را که بسیاری از اوقات فقط پشت درهای بسته گفته میشود. گوش فرا دادن به یکدیگر باید پیوسته باشد، تا از یکدیگر بیآموزیم، به یکدیگر احترام بگذاریم، و در پی زمینه مشترک باشیم. همانگونه که قرآن کریم به ما گفته: " از خداوند آگاه باش و همواره حقیقت را بگوی". من تلاش خواهم کرد به این گفته عمل کنم – در حد توانم حقیقت را بگویم ، با این اعتقاد قوی که علائق مشترک ما انسان ها قدرتمند تر از نیروهائی است که ما را از یکدیگر جدا می سازد.

زندگی من و عظمت اسلام
بخشی از این اعتقاد، در تجربه شخصی من ریشه دارد. من یک مسیحی هستم. پدرم از خانواده ای کنیائی است که نسلها مسلمان بوده. در نوجوانی چندین سال در اندونزی زندگی کرده ام و آوای اذان را در سحرگاه و غروب شنیده ام. در دوران جوانی در محله های شیکاگو کار کردم، جائی که بسیاری عزت و صلح را در آئین اسلام یافتند.
به عنوان دانشجوی تاریخ، از دین تمدن به اسلام آگاهم. اسلام بود که – در اماکنی چون دانشگاه الازهر – مشعل تعلیم و تربیت را برای قرنها روشن نگاه داشت و زمینه را برای رنسانس اروپا و روشنگرائی هموار ساخت. ابتکارات در جوامع مسلمان بود که نظام جبر، قطب نما و ابزار دریانوردی، تبحر نویسندگی و چاپ، درک ما از انتقال امراض و روش درمان را بوجود آورد. طاقهای با شکوه و منارهای سر به فلک کشیده، اشعار جاویدان و موسیقی زیبا، خطاطی برازنده و اماکن تفکر در آرامش را مدیون فرهنگ اسلامی هستیم. و در طی تاریخ، اسلام با کلام و عمل، عدالت بردباری نسبت به دیگر ادیان و برابری نژادی را ثابت کرده است
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Biganeh
moderator


تعداد پستها : 598
اعتبار : 183
Registration date : 2008-09-28

پستعنوان: رد: متن کامل سخنرانی پرزيدنت اوباما دردانشگاه الازهـر ، به ترجمه رسمی دولت ایالات متحده   السبت يونيو 06, 2009 12:52 pm

پیشینه روابط آمریکا با مسلمانان
این را هم میدانم که اسلام همواره بخشی از سرگذشت آمریکا بوده است. اولین کشوری که ایالات متحده آمریکا را برسمیت شناخت، مراکش بود. هنگام امضای پیمان سال ۱۷۹۶ طرابلس، جان ادمز، دومین رئیس جمهوری آمریکا، نوشت "ایالات متحده به خودی خود دشمنی با قوانین، دین، یا آرامش مسلمانان ندارد."
مسلمانان آمریکائی از زمان بوجود آمدن این کشور آن را غنی تر کرده اند. آنان در جنگهای ما شرکت کردند، در دولت ما خدمت کردند، برای احقاق حقوق مدنی ما ایستادند، کسب و کار آغاز کردند، در دانشگاههای ما تدریس کردند، در ورزشگاههای ما به اوج توانائی خود رسیدند، جوایز نوبل از آن خود کردند، بلندترین ساختمانهای ما را ساختند، و مشعل المپیک را روشن کردند. این داستان به قرنها پیش بازمی گردد و مظهر آن زمانی بود که اخیراً اولین مسلمان آمریکائی به خدمت در کنگره آمریکا انتخاب شد و به قرآن سوگند یاد کرد که از قانون اساسی ما دفاع کند، قرآنی که یکی از مؤسسین کشور ما – توماس جفرسون – در کتابخانه شخصی خود داشت.

مبارزه با پیش داوری ها
لذا پیش از آمدن به محلی که اسلام در آن وحی شد، من با اسلام در سه قاره آشنا شده بودم. آن تجربه راهنمای اعتقاد من است که مشارکت میان آمریکا و اسلام باید بر اساس آنچه اسلام هست باشد و نه آنچه نماینده اسلام نیست. من بعنوان رئیس جمهوری آمریکا وظیفه خود می دانم که در هر کجا که باشد، باید با تصورات قالبی منفی که از اسلام ارائه میشود، مبارزه کنم.
اما همان اصل باید شامل ذهنیت جهان اسلام نسبت به آمریکا (نیز) بشود. همان گونه که مسلمانان در یک قالب نمیگنجند، آمریکا هم در قالب امپراتوری خود محوری قرار نمی گیرد. کشور من از انقلاب تولد یافت. کشور من بر مبنای این آرمان که همگان یکسان خلق شده اند برپا شد و ما نیز قرنها خون داده ایم و مبارزه کردیم تا به این کلمات معنا دهیم: در داخل مرزهایمان، و گرداگرد جهان. آمریکا متشکل از همه گونه فرهنگ از گوشه و کنار جهان است که به یک اندیشه ساده معتقد است: "واحدی که از تعدد به وجود آمده است" (در زبان لاتین E pluribus unum).

رفاه مسلمانان در آمریکا
در مورد این که یک آمریکائی آفریقائی تبار بنام "باراک حسین اوباما" توانسته به ریاست جمهوری آمریکا گزیده شود، بسیار سخن رانده شده است. اما داستان زندگی من منحصر بفرد نیست. در آمریکا رویای فرصت برای همگان تحقق نیافته، اما قول میدهم که این امکان برای آنانی که به سواحل ما بیآیند وجود دارد – و این نزدیک به هفت میلیون نفر مسلمان آمریکائی را که از هشتاد قومیت مختلف هستند نیز شامل میشود. حقیقتاً، مسلمانان آمریکائی از درآمد و تحصیلاتی بالای متوسط برخوردارند.
علاوه بر این، اصول آزادی در آمریکا از آزادی مذهب تفکیک ناپذیر است. از این روست که در هر یک از ایالت های ما دست کم یک و جمعاً در سراسر آمریکا بیش از ۱۲۰۰ مسجد وجود دارد. از این روست که دولت ایالات متحده به دادگاه رفت تا از حق زنان و دختران برای حفظ حجابشان به دفاع برخیزد و آنانی را که میخواستند این حق را از آنان بگیرند توبیخ کند.

اسلام، بخشی از ایالات متحده
بنابراین بگذارید هیچ جای تردید نماند: اسلام بخشی از آمریکاست. من معتقدم که در بطن آمریکا این حقیقت نهفته است که بدور از نژاد، دین، یا مرحله از زندگی، همه ما یک آرمان مشترک داریم – زیستن در صلح و امنیت؛ کسب تحصیل و کار با عزت، عشق ورزیدن به خانواده، جوامع و خدایمان. اینها نقاط مشترک ما هستند. این امید کل بشریت است.
البته، این را هم میدانیم که انسانیت مشترک، پایان کار ما نیست، بلکه تازه آغاز آن است. کلمات به تنهائی نیاز انسانها را برآورده نمی کنند. باید در سالهای پیش رو جسورانه تر عمل کنیم. باید با این درک گام برداریم که چالشهای مردم در گرداگرد این جهان یکسان است و عدم توانائی در مقابله با آنان به همه ما آسیب خواهد رساند.

دنیا کوچک و نزدیک شده است
تجربه اخیر به ما آموخته که اگر بانکهای یک کشور نتوانند اعتبار اعطا کنند، رفاه مردمان در همه جا آسیب می بیند. هنگامی که آنفلوآنزای جدیدی یک انسان را آلوده می کند، همه در معرض خطر قرار می گیرند. زمانی که یک کشور در پی تسلیحات اتمی است، خطر حملۀ اتمی برای کلیه کشورهای افزایش می یابد. زمانی که افراط گرایان در یک رشته کوه فعالیت می کنند مردم در آن سوی اقیانوس با تهدید روبرو می شوند. و زمانی که مردم دارفور گروه گروه کشتار می شوند، آن لکه ای است بر وجدان همگی ما. این است منظور از سهیم شدن در جهان قرن بیست و یکم. این است مسئولیتی که ما بعنوان انسان نسبت به یکدیگر داریم.
این مسئولیتی دشوار است. زیرا که متأسفانه تاریخ بشر نوشته ای از اعمال کشورها و قبایل در منکوب دیگری بخاطر منافع خود است. اما در این دوران نوین، این گونه رفتار نتیجه ای ندارد. هرگونه نظام جهانی که یک کشور یا گروه از مردمان را بر دیگری برتر داند، نهایتاً با شکست مواجه خواهد شد. لذا، نباید خود را زندانی دیدگاه های خویش در مورد گذشته کنیم. باید مشکلات را از راه مشارکت حل کنیم و در پیشرفت هایمان سهیم شویم.

با تنش، باید مستقیم روبرو شد
این بدان معنا نیست که باید منشأ تنش را نادیده گرفت. بلکه خلاف آن: باید با آنها مستقیماً روبرو شویم. در چنین جوی بگذارید تا آنجا که میتوانم در مورد برخی مشکلات که باید با یکدیگر با آنها مقابله کنیم، صریح و ساده سخن گویم.

معضل نخست: افراط گرائی
اولین موضوعی که باید با آن مقابله کنیم افراط گرائی در هر شکل و نوع آنست:
در آنکارا، من واضح و روشن گفتم که آمریکا با اسلام در جنگ نبوده و هیچگاه نخواهد بود. در عین حال، ما با افراط گرایان خشونتباری که امنیت ملی کشورمان را تهدید کند، برخورد خواهیم کرد. علت آن: ما همان چیزهائی را محکوم می شماریم که دیگر ادیان نیز رد می کنند: کشتن زنان، مردان و کودکان بی گناه.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Biganeh
moderator


تعداد پستها : 598
اعتبار : 183
Registration date : 2008-09-28

پستعنوان: رد: متن کامل سخنرانی پرزيدنت اوباما دردانشگاه الازهـر ، به ترجمه رسمی دولت ایالات متحده   السبت يونيو 06, 2009 12:52 pm

افغانستان
شرایط در افغانستان بیانگر اهداف آمریکا و حاکی از نیاز به همکاری است. بیش از هفت سال پیش، ایالات متحده، با حمایت بین المللی، به تعقیب القاعده و طالبان پرداخت. انتخاب خود ما نبود، بلکه به لحاظ ضرورت این کار را کردیم. آگاه هستم که برخی نیز وقایع ۱۱ سپتامبر را زیر سؤال برده اند. اما بگذارید در اینجا یادآور شوم: در آن روز ، القاعده تقریباً ۳ هزار نفر را کشت.
قربانیان، زنان، مردان و کودکان بی گناه بودند. آن ها هیچ ارتباطی با گلایه های سیاسی و ایدئولوژی تنفرانگیز آن نداشتند. با این وجود، القاعده بی رحمانه آن افراد را کشت، ادعای مسئولیت حمله را کرد، و یادآور قصد خود برای کشتار عظیم شد. آن ها گروه های وابسته در بسیاری از کشورها دارند و مترصد گسترش جلب و جذب نیروی بیشتر هستند. اینها نظراتی قابل بحث نیستند، بلکه حقایقی هستند که باید بپذیریم.

در افغانستان نمی مانیم
اشتباه نکنید: ما نمی خواهیم نیروهایمان را در افغانستان نگاه داریم. ما نمی خواهیم در آنجا پایگاه نظامی داشته باشیم. از دست دادن مردان و زنان جوان کشور برایمان عذاب آورست. ادامه این نبرد هم از لحاظ مالی سنگین و از جنبه سیاسی دشوار است. در صورتی که اطمینان می داشتیم افراط گرایان ستیزجوئی که قصد کشتن هرچه بیشتر آمریکائیان را دارند در افغانستان یا پاکستان وجود ندارد، با خوشوقتی تک تک نیروهایمان را به کشور بازمی گرداندیم.
اما علی رغم اینها، عزم آمریکا سست نمی شود. آنان در بسیاری از کشورها دست به کشتار زده اند. آنان مردمانی از ادیان مختلف را به قتل رسانده – و بیش از همه، مسلمان کشته اند. عمل آنان با حقوق انسان ها، پیشرفت کشورها، و با اسلام، آشتی ناپذیر و در تضاد است. قرآن مجید می گوید "هرکه بیگناهی را بکشد، بسان آنست که بشریت را کشته و هر کس یک نفر را نجات دهد بسان آنست که بشریت را نجات داده است". دین زیبای بیش از یک میلیارد نفر، از تنفر تنگ نظرانه شماری معدود، بسیار فراتر است. من میدانم اسلام جزئی از مشکل مبارزه با افراط گرائی خشونتبار نیست – بلکه باید بخشی از راه حل باشد.

سرکوب ستیزجویان توسط خود اهالی
در عین حال، از هزینه جانی که مردم افغان خود در آن جنگ متحمل می شوند نیز آگاه هستم. ایالات متحده همه گونه احتیاط لازم را به خرج می دهد تا جان بیگناهان از دست نرود. اما تلفات غیرنظامی رخ داده – در برخی موارد هم متأسفانه به دلیل اشتباه، و در برخی دیگر به این دلیل که افراط گرائی خود را در میان غیرنظامیان پنهان کرده بود. در حالی که به جلو می نگریم، هرآنچه در توان داریم برای حفاظت از جان بیگناهان بکار می گیریم. اما، مهمتر از آن، ما استراتژی جدیدی داریم که متمرکز است بر پشتیبانی از افغانها و پاکستانیها تا آنان خود در متزلزل کردن، برچیدن و شکست القاعده پیشرو باشند.

قدرت نظامی کافی نیست
ما ضمناً آگاهیم که توان نظامی به تنهائی مشکلات افغانستان و پاکستان را برطرف نمی کند. از این رو، قصد داریم طی پنج سال آینده، هر ساله به میزان یک میلیارد و پانصد میلیون دلار به پاکستان کمک کنیم و به همراه یکدیگر مدرسه، بیمارستان، جاده بسازیم و کسب و کار ایجاد کنیم؛ و یکصد و هفتاد میلیون دلار هم برای کمک به آوارگان هزینه کنیم. و باز از این روست که قصد داریم بیش از دو میلیارد و هشتصد میلیون دلار در راه کمک به توسعه و شکوفائی اقتصاد افغانستان و ارائه خدمات ضروری مردم آنکشور هزینه کنیم.

اوضاع در عراق
بگذارید در مورد عراق نیز سخن گویم. برخلاف افغانستان، عراق جنگی بود که ما خود برگزیدیم که اختلاف نظرهای شدیدی را در کشور من و در جهان برانگیخت. با آنکه معتقدم نهایتاً مردم عراق بدون ستم صدام حسین وضعیت بهتری دارند، در عین حال، براین باورم که عراق یادآور ضرورت توسل به دیپلماسی برای حل مشکلات بود. سخنان یکی از رؤسای جمهوری آمریکا، توماس جفرسون، به ذهن خطور می کند که گفت: "امید دارم منطق ما همراه با قدرتمان رشد کند و به ما درس دهد که هرچه کمتر از قدرت استفاده کنیم، قدرتمند تر خواهیم شد".

دو مسؤولیت ایالات متحده
امروز، آمریکا دو مسئولیت دارد: سپردن اختیار عراق به خود عراقی ها و کمک به آنان برای رقم زدن آینده ای بهتر. من بطور روشن به مردم عراق گفته ام که ما (در آن کشور) خواهان پایگاه نیستیم و ادعائی هم نسبت به خاک یا منابع آنان نداریم. حاکمیت عراق از آن ِ آنکشور است. به این دلیل من دستور خروج تیپهای جنگی آمریکا تا پایان ماه اوت را صادر کردم. به این دلیل ما به عهد خود به دولت منتخب دموکراتیک عراق مبنی بر خروج نیروهای رزمی از شهرهای عراق تا ماه ژوئیه و خروج کلیه نیروهای (آمریکائی) از آن کشور تا سال ۲۰۱۲ وفا خواهیم کرد. به عراق کمک خواهیم کرد نیروهای امنیتی خود را آموزش و اقتصاد خود را توسعه دهد. اما ما از عراقی امن و متحد بعنوان یک شریک و نه ارباب حمایت خواهیم کرد.

آمریکا از خود دفاع می کند
و بالاخره، همانگونه که آمریکا هیچگاه خشونت افراط گرایان را تحمل نخواهد کرد، هیچگاه نیز نباید اصول خود را تغییر دهیم. واقعه ۱۱ سپتامبر ضربه روحی عظیم به کشور ما بود. هراس و خشمی که از آن ناشی شد، قابل درک بود، اما در برخی موارد نیز موجب شد ما برخلاف آرمان های خود عمل کنیم. ما در صدد تدابیر محکم برای تغییر آن مسیر هستیم. من صراحتاً توسل به شکنجه توسط ایالات متحده را ممنوع کرده ام، و دستور داده ام زندان در خلیج گوانتانامو تا اوائل سال آینده بسته شود.
بنابراین، با رعایت احترام به حاکمیت کشورها و حکم قانون، آمریکا از خود دفاع خواهد کرد. این کار را نیز با مشارکت جوامع مسلمانی که مورد تهدید قرار گرفته اند انجام خواهیم داد. زیرا که هرچه زودتر افراط گرایان منزوی و از جوامع مسلمان طرد شوند، ما نیز زودتر احساس امنیت خواهیم کرد و زود تر نیروهای آمریکائی می توانند به خانه بازگردند.

نزاع اعراب و اسرائیل
دومین منشأ عمده تنش که می خواهم در مورد آن صحبت کنم وضعیت میان اسرائیل، فلسطینیان و جهان عرب است:
همه از مناسبات مستحکم آمریکا با اسرائیل آگاهی دارند. این رشته ای جدائی ناپذیر است. این مناسبات بر مبنای روابط فرهنگی و تاریخی بوده و اذعان اینکه آرمان آن مردم برای داشتن سرزمینی یهودی در تاریخی دردناک ریشه دارد که نمی توان آنرا انکار کرد.
مردمان یهودی در طول قرن ها مورد آزار و ایذاء قرار گرفته بودند و گرایش های یهودستیزانه در واقعه هولاکاست که بی سابقه بود، به اوج خود رسید. فردا، من از (اردوگاه مرگ) بوخنوالد (در آلمان) دیدن خواهم کرد. بوخنوالد جزئی از یک شبکه اردوگاههائی بود که یهودیان در آنها به بردگی گرفته شده، شکنجه شدند ونهایتاً با گلوله یا گاز به قتل رسیدند. شش میلیون نفر یهودی کشته شدند – بیش از کل جمعیت امروز اسرائیل. انکار آن بی اساس، ناآگاهانه و تنفرانگیز است. تهدید اسرائیل به نابودی – یا تکرار پیش داوری های کلیشه ای شرم آور در مورد یهودیان – فقط آن روزهای دردناک را در اذهان اسرائیلیان زنده می کند و در عین حال، مانع از برقراری صلحی می شود که مردم این منطقه حق آنرا دارند.

رنج و محنت فلسطینیان
از سوی دیگر، نمی توان انکار کرد که مردم فلسطینی – مسلمان و مسیحی – نیز در جریان به دست آوردن سرزمینی برای خود رنج برده اند. بیش از شصت سال، آنان درد آوارگی را تحمل کرده اند. بسیاری (از آنان) در اردوگاههای آوارگان در کرانه باختری، غزه، و سرزمین های همجوار در انتظار زندگی با صلح و امنیت که هیچگاه از آن برخوردار نبوده اند، بسر برده اند. هر روز آنان متحمل احساس حقارتی که با اشغال همراه است، می شوند. بنابراین بگذارید شک و شبهه ای باقی نگذارم: وضعیت مردم فلسطینی قابل تحمل نیست. آمریکا به آرمانهای مشروع فلسطینیان که شامل عزت ، فرصت و کشوری برای آنان می شود، پشت نمی کند
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Biganeh
moderator


تعداد پستها : 598
اعتبار : 183
Registration date : 2008-09-28

پستعنوان: رد: متن کامل سخنرانی پرزيدنت اوباما دردانشگاه الازهـر ، به ترجمه رسمی دولت ایالات متحده   السبت يونيو 06, 2009 12:53 pm

راه حل: دو کشور برای دو ملت
سده هاست که بن بستی وجود دارد: دو ملت با آرمان های مشروع، هر یک با تاریخی دردناک که مصالحه را امری دشوار می کند. انگشت اتهام دراز کردن کاری سهل است – برای فلسطینیان اشاره به جابجائی که به وجود آمدن اسرائیل موجب آن شد، و برای اسرائیلیان که اشاره به خصومت و حملات مداوم از داخل و خارج از خاک خود و طی تاریخ کنند. اما اگر ما این درگیری را از یک زاویه و نه دیگری ببینیم، آنگاه چشم خود را بر روی حقیقت بسته ایم: تنها راه حل اینست که آرمان هر یک با ایجاد دو کشور که اسرائیلیان و فلسطینیان هر یک در صلح و امنیت زیست کنند، تحقق یابد.
این به سود اسرائیل، به سود فلسطینیان و به سود آمریکاست. به این لحاظ است که من مترصد هستم شخصاً این هدف را با همه شکیبائی لازم که این کار می طلبد، دنبال کنم. تعهداتی که دو طرف بر اساس نقشه راه Road Map با آن توافق کردند مشخص است. برای ره آورد صلح، زمان آن فرا رسیده که آنان – و همه ما – به وظائف خود عمل کنیم.

خشونت فلسطینی قطع شود
فلسطینیان نیز باید دست از خشونت بردارند. مقاومت از راه خشونت و کشتار اشتباه است و به سرانجام نمی رسد. قرنها مردمان سیاهپوست در آمریکا ضربهء شلاق بردگی و تحقیر جدائی خود از سفیدپوستان را متحمل شدند. اما این خشونت نبود که حقوق کامل و برابر را برای آنان به ارمغان آورد. پافشاری صلح آمیز و مصمم بر آرمانهائی که در کانون علت تشکیل کشور آمریکا بود که نتیجه بخش بود. همین داستان را مردم آفریقای جنوبی تا آسیای جنوبی، از اروپای شرقی تا اندونزی می توانند روایت کنند. داستانی است با حقیقتی ساده: که خشونت به بن بست رسیده است. خشونت نه نشان شهامت و نه داشتن توان شلیک راکت به کودکان در خواب یا منفجر کردن اتوبوسی حامل زنان سالخورده است. این گونه نمی توان ادعای مسئولیت اخلاقی کرد، اینگونه تسلیم میشوند.

سازندگی به جای ترور
اکنون زمان آن است که فلسطینیان توجه خود را متمرکز توان سازندگی خود کنند. تشکیلات خودگردان فلسطینی باید ظرفیت خود را برای حاکمیت با نهادهائی که در خدمت مردمش باشد، توسعه دهد. حماس از حمایت برخی مردم فلسطینی برخوردار نیست، اما آنان نیز مسئولیت هائی برعهده دارند: ایفای نقش در برآوردن آرمان های فلسطینیان و متحد کردن آن مردمان. حماس باید به خشونت پایان دهد، توافق های گذشته را بپذیرد و حق موجودیت اسرائیل را برسمیت بشناسد.

اسرائیل نیز مسؤولیت هائی دارد
همانگونه که حق اسرائیل به هستی را نمی توان انکار کرد، اسرائیل نیز باید همین امر را در مورد فلسطینیان بپذیرد. ایالات متحده مشروعیت آنانی را که سخن از راندن اسرائیل به داخل دریا می کنند، قبول نمی کند، اما ما ضمناً مشروعیت ادامه شهرک های اسرائیلی را نیز نمی پذیریم. این ساختمان سازی ناقض توافق های پیشین بوده و تلاش برای دستیابی به صلح را تضعیف می کند. زمان آن رسیده که شهرک سازی متوقف شود.
اسرائیل باید به تعهدات خود عمل کرده و اطمینان به وجود آید که فلسطینیان می توانند کار و زندگی کنند تا جامعه خود را توسعه داده و به پیش ببرند. و همانگونه که ادامه بحران انسانی در غزه و عدم فرصت ها در کرانه باختری خانواده های فلسطینی را از بین می برد، به سود امنیت اسرائیل هم نیست. بهبود در شرایط زندگی روزانه مردم فلسطینی باید بخشی از مسیر بسمت صلح باشد و اسرائیل باید امکان چنین بهبودی را فراهم آورد.

اعراب باید اسرائیل را بپذیرند
بالاخره، کشورهای عربی باید متوجه باشند که طرح صلح اعراب آغازی مهم بود، اما پایان مسئولیت آنان نبود. نباید از درگیری اعراب و اسرائیل برای منحرف کردن اذهان مردم کشورهای عرب از دیگر مشکلات استفاده شود. بلکه، باید دلیلی شود برای کمک به مردم فلسطینی تا نهادهای خود را برای ماندگاری کشورشان توسعه بخشند، تا مشروعیت اسرائیل را به رسمیت بشناسند، و پیشرفت را بر گذشته ای که تنها به زیان آنان است، برتری دهند.
آمریکا سیاست های خود را با آنانی که در پی صلح هستند، همآهنگ خواهد ساخت و آنچه را که پشت دربهای بسته به اسرائیلیان، فلسطینیان و اعراب می گوید، علنا بیان می دارد. ما نمی توانیم صلح را تحمیل کنیم. اما، در پشت پرده، بسیاری از مسلمانان متوجه هستند که اسرائیل کوتاه نخواهد آمد، و متقابلاً بسیاری اسرائیلیان متوجه نیاز به یک کشور فلسطین هستند. زمان آن فرا رسیده که همگان به آنچه که می دانند حقیقت است، عمل کنند.

خونریزی بس است
اشکهای زیادی سرازیر شده و خون های بسیار ریخته شده است. همه ما وظیفه داریم که برای روزی که مادران اسرائیلی و فلسطینی بتوانند بدون هراس شاهد رشد فرزندان خود باشند، گام برداریم؛ روزی که سرزمین مقدس سه دین بزرگ مکان صلح، آنگونه که خواست خداوند بوده، باشد؛ روزی که اورشلیم امن و سرزمین دائمی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان باشد و محلی برای کلیه فرزندان ابراهیم تا در صلح با یکدیگر زندگی کنند؛ مانند داستان اسراء، زمانیکه که موسی، مسیح و محمد با یکدیگر به عبادت پرداختند.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Biganeh
moderator


تعداد پستها : 598
اعتبار : 183
Registration date : 2008-09-28

پستعنوان: رد: متن کامل سخنرانی پرزيدنت اوباما دردانشگاه الازهـر ، به ترجمه رسمی دولت ایالات متحده   السبت يونيو 06, 2009 12:53 pm

کانون تنش سوم: جنگ افزار اتمی
سومین منشأ تنش و مسئله ای که همه نسبت به آن توجهی یکسان داریم موضوع حق کشورها به داشتن تسلیحات اتمی و مسئولیتهای مرتبط است:
این موضوع اخیراً منشأ تنش میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران بوده است. برای سالیان متمادی، ایران خود را در تعارض با کشور من متشخص کرده است. مسلماً تاریخی پر فراز و نشیب هم داشته ایم. در اواسط جنگ سرد، آمریکا در برکناری دولت ایران که از راه دموکراتیک انتخاب شده بود، دخالت داشت. از زمان انقلاب اسلامی، ایران در آدم ربائی و خشونت علیه نیروهای نظامی و غیرنظامیان آمریکا نقش داشته است. این سابقه بر همگان آشکار است. من صراحتاً به رهبران و مردم ایران گفته ام به جای آن که در گذشته بمانیم کشور من آماده است به جلو حرکت کند. حال سؤال این نیست که ایران مخالف چیست، بلکه چه آینده ای می خواهد برای خود بسازد.

مذاکرات با ایران: بدون پیش شرط
برطرف کردن سده ها عدم اطمینان دشوار خواهد بود، اما ما با شهامت، درستکاری و عزم پیش خواهیم رفت. موضوع های بسیاری برای گقتگو میان دو کشورمان وجود دارد و ما آماده ایم بدون پیش شرط و بر اساس احترام متقابل پیش برویم. اما برای همه آنانی که نگرانی دارند روشن است که در مورد تسلیحات اتمی به نقطه ای تعیین کننده رسیده ایم. اینجا دیگر صرفاً منافع آمریکا مطرح نیست، بلکه ممانعت از رقابت تسلیحاتی که ممکن است دامن منطقه را بگیرد، رقابتی که منطقه را در مسیری بسیار خطرناک قرار خواهد داد و نظام جهانی عدم تولید و گسترش را مختل خواهد کرد.
درک می کنم که برخی اعتراض دارند شماری کشورها تسلیحاتی دارند که دیگران ندارند. هیچ یک کشوری نباید حق انتخاب داشته باشد که کدام کشور تسلیحات داشته باشد. از این رو، من تعهد آمریکا را به پیگیری تأمین جهانی که هیچ کشوری دارای تسلیحات اتمی نباشد، تکرار کردم. هر کشوری، از جمله ایران، باید این حق را داشته باشد که با رعایت مسئولیتهائی که تحت پیمان عدم تولید و گسترش تسلیحات اتمی برعهده دارد، بتواند دارای توان اتمی صلح آمیز باشد. این تعهد در کانون پیمان است و باید برای آنانی که طبق آن عمل میکنند، حفظ شود.

معضل چهارم: دموکراسی
مسئله چهارم که به آن می پردازم دموکراسی است:
من به سیستم دولتی معتقد هستم که به مردم حق بیان دهد، و به حکم قانون و حقوق انسان ها احترام بگذارد. آگاه هستم که جنجالی در مورد ترویج دموکراسی در سال های اخیر بوده و بیشتر آن در ارتباط با جنگ عراق است. بنا براین بگذارید باز روشن و واضح سخن گویم: هیچ کشوری نمی تواند و نباید نظام حکومتی را به کشور دیگر تحمیل کند.
اما این از تعهد من نسبت به دولت هائی که منعکس کننده خواست مردمانشان هستند، نمی کاهد. هر کشوری به شیوه خود و بر اساس سنن مردم خود به این اصل حیات می بخشد. آمریکا این توهم را ندارد که می داند چه چیزی برای دیگران خوب است، همانگونه که نمی توانیم نتیجه یک انتخابات آرام را پیش بینی کنیم. اما من اعتقادی راسخ دارم که مردم خواسته های مشخصی دارند: امکان بیان نظر خود و سهیم بودن در چگونگی اداره کشور خود، اطمینان به حکم قانون و اجرای عدالت، دولتی شفاف که از اموال ملت دزدی نمی کند، و آزادی در انتحاب نوع زندگی خود. این موارد تنها ایده های آمریکائی نیستند بلکه حقوق انسانی هستند و به این دلیل ما در هر نقطه جهان از آنان حمایت می کنیم.

دولت ها باید در خدمت مردم باشند
هیچ راه مستقیمی برای تحقق این قول وجود ندارد. اما تا این حد مشخص است که: دولت هائی که از این حقوق پاسداری می کنند پایدارتر، موفق تر و مستحکم تر هستند. سرکوب دیدگاه ها هیچ گاه آنها را از بین نمی برد. آمریکا به حق به نداهای مسالمت آمیز و قانونمند در سراسر جهان ، حتی اگر با آن مخالف باشد، احترام می گذارد. ما از همه دولت های منتخب و صلح جو استقبال می کنیم، البته اگر با احترام بر مردم خود حکومت کنند.
این نکته مهم است زیرا هستند برخی که فقط هنگامی که قدرت در اختیار ندارند از طرفداران دموکراسی میشوند؛ اما در زمان قدرت به مردمانی بی رحم در سرکوب حقوق دیگران مبدل می گردند. در هر کجا که باشد دولتی از مردم برای مردم یک استاندارد برای همه آنها که قدرت در اختیار دارند تعیین می کند: باید قدرت خود را از راه اتفاق نظر حفظ کنی و نه زور و تحمیل؛ باید حقوق اقلیتهای را محترم بشماری و منافع مردم را ب حزب خود برتری دهی.

آزادی آئین های دینی
مسئله پنجم که باید در مورد آن با یکدیگر صحبت کنیم آزادی دین است:
اسلام سنتی پرافتخار از بردباری نسبت به دیگر ادیان دارد. من خود به عنوان یک خردسال در اندونزی آن را شاهد بودم، در کشوری که مسیحیان مؤمن با آزادی در کشوری با اکثریت مسلمان به ادای فرائض دینی خود می پرداختند. این روحیه ای است که امروز به آن نیاز داریم. مردم هر کشور باید در انتخاب اعتقادات دینی خود بر اساس خواسته فکر، قلب و روح آزاد باشند. چنین تحملی برای پیشرفت دین ضروری است، اما اکنون از جهات مختلف به چالش گرفته شده است.
در میان برخی مسلمانان این گرایش دیده شده که اعتقادات خود را از طریق رد کردن اعتقادات دیگری، محک می زنند. تنوع دینی باید حفظ شود – از مارونی های لبنان گرفته تا قبطی های مصر؛ و این گسل میان مسلمین نیز باید بسته شود چه تفرقه میان سنی و شیعه به خشونتهای فاجعه بار خصوصاً در عراق انجامیده است.

غرب هم آزادی دین را رعایت کند
آزادی مذهب همزیستی مردمان را میسر می سازد. باید همواره راههای حفاظت از این امر را مرور کنیم. برای نمونه، در ایالات متحده مقررات مربوط به کمکهای خیریه عمل به فرضیات را برای مسلمین دشوار کرده است. از اینرو من قول داده ام که با مسلمانان آمریکا تلاش کنم که راه برای دادن ذکات آنان فراهم شود.
متقابلاً، کشورهای غربی نیز نباید مانع از آن شوند که شهروندان مسلمان طبق فرائض دین خود عمل کنند - برای نمونه دیکته کردن این که یک زن مسلمان چگونه باید لباس بپوشد. با بیانی ساده، ما نمی توانیم خصومت نسبت به دینی را در پس ادعای لیبرالیسم پنهان کنیم.
ایمان باید ما را به یکدیگر نزدیک کند. از این جهت، ما سرگرم تهیه پروژه هائی هستیم که مسیحیان، مسلمانان و یهودیان را به هم نزدیک کند. به این دلیل از ابتکار افرادی چون ملک عبدالله که طرح گفتگوی بین ادیان و دولت ترکیه در اتحاد تمدنها استقبال می کنیم. سراسر جهان، می توانیم گفتگو را تبدیل به خدمات بین ادیان کنیم تا عاملی برای تحرک مردم به دست به عمل زدن شود – از مبارزه با مالاریا در آفریقا گرفته تا ارائه امداد هنگام بروز بلایای طبیعی.

حقوق زنان
ششمین موردی که مایلم به آن بپردازم حقوق زنان است:
میدانم که در خصوص این موضوع بحث است. من با نظر برخی در غرب که یک زن محجبه به گونه ای حق کمتری دارد مخالفم، اما معتقدم که اگر به زنی حق تحصیل داده نشود، حق برابری از او سلب شده است. تصادفی هم نیست که در کشورهائی که به زنان امکان تحصیل داده می شود، توان کامیابی بسیار بیشتر است.
باز بگذارید روشن صحبت کنم: مسئله برابری زنان به هیچ عنوان منحصر به اسلام نیست. در ترکیه، پاکستان، بنگلادش، و اندونزی ، کشورهائی با اکثریت مسلمان، دیده ایم که زنی را به رهبری کشور انتخاب کرده اند. در عین حال، مبارزه زنان برای برابری چه در آمریکا و چه در دیگر کشورهای جهان ادامه دارد. از این روست که آمریکا با هر کشور با اکثریت مسلمان شریک خواهد شد تا از سوادآموزی بیشتر برای دختران حمایت کند و به زنان جوان کمک کند از طریق اعطای وامهای خرد به رویاهای خود دست یابند.

زنان، خود حق انتخاب دارند
به همان اندازه که پسرانمان به جامعه خدمت می کنند، دخترانمان هم می توانند مؤثر باشند. با فراهم آوردن زمینه برای کل بشریت – زنان و مردان – تا به حد اعلای توان خود برسد، کامیابی مشترکمان را تامین می کنیم. بنظر من لزومی ندارد زنان همان تصمیاتی را که مردان می یرند باید اتخاذ کنند تا موفق شوند، و به زنانی هم که به نقش سنتی زن راضی هستند احترام میگذارم. اما این حق انتخاب با آنان است
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Biganeh
moderator


تعداد پستها : 598
اعتبار : 183
Registration date : 2008-09-28

پستعنوان: رد: متن کامل سخنرانی پرزيدنت اوباما دردانشگاه الازهـر ، به ترجمه رسمی دولت ایالات متحده   السبت يونيو 06, 2009 12:54 pm

موضوع پایانی: رشد اقتصادی
و در پایان، مایلم در مورد توسعه اقتصادی و فرصتها سخنی گویم:
می دانم که برای بسیاری، ظاهر جهانی شدن ضد و نقیض به نظر می رسد. اینترنت و تلویزیون آگاهی و اطلاعات در اختیارمان می گذارند، در عین حال می توانند تصاویر غیر اخلاقی و خشونت بی حد نیز به همراه داشته باشند. در کنار ثروت و فرصتهای جدید تجارت می تواند موجب تداخلات و جوامع متغیر شود. در همه کشورها - از جمله کشور من – این تغییر می تواند باعث هراس گردد. ترس از آنکه به خاطر مدرنیته ممکن است ما اختیار انتخاب های اقتصادی، سیاسی، و مهمتر از همه هویت خود را از دست بدهیم؛ مواردی که در رابطه با جوامعمان، خانواده مان، سنن و دینمان بسیار برایمان ارزش دارد.
اما این را هم میدانم که نمی توان مانع پیشرفت انسان شد. لزومی ندارد میان توسعه و سنت تناقضی وجود داشته باشد. اقتصاد کشورهائی چون ژاپن و کره جنوبی در حالی رشد کرد که فرهنگ خاص خود را نیز حفظ کردند. این امر در مورد اسلام هم صادق است- از کوالالامپور گرفته تا دبی. در دوران باستان و در عصر ما ، جوامع اسلامی ثابت کرده اند که می توانند در اختراعات و آموزش و پرورش پیشرو باشند.

کار، دانش و اختراعات
این امر بسیار مهم است زیرا هیچ استراتژی توسعه نمی تواند صرفاً بر اساس آنچه باشد که از زمین بیرون می آید، و نمی تواند پایدار باشد اگر جوانان شاغل نباشند. بسیاری از کشورهای حوزه خلیج فارس ثروت عظیم خود را مدیون نفت هستند و برخی هم متوجه شده اند که باید دید وسیعتری برای توسعه داشته باشند. اما همه ما باید درک کنیم که تحصیل و اختراعات ، پول رایج قرن بیست و یکم هستند. من این موضوع را در کشور خودم هم مد نظر دارم. در حالیکه آمریکا در گذشته توجه خود را معطوف نفت و گاز این منطقه از جهان کرده بود، اکنون ما همکاری گسترده تری را خواهانیم.

دانشجویان آمریکائی در کشورهای اسلامی
در عرصه آموزش و پرورش، ما برنامه های مبادله فرهنگی را توسعه می دهیم و بر بورس های تحصیلی و تحقیقی نظیر آنچه که پدر مرا به آمریکا آورد می افزائیم و ضمناً تشویق می کنیم تا تعداد بیشتری از آمریکائیان در جوامع اسلامی به تحصیل بپردازند. ما برای دانشجویان مسلمان با استعداد دوره های کارآموزی در آمریکا ترتیب می دهیم در زمینه آموزش از طریق اینترنت برای آموزگاران و شاگردان در سراسر جهان سرمایه گذاری خواهیم کرد و یک شبکه جدید اینترنتی بوجود خواهیم آورد تا یک نوجوان در ایالت کانزاس بتواند با یک نوجوان دیگر در قاهره تماس بگیرد.

برنامه های رشد اقتصادی
در زمینه توسعه اقتصادی یک سپاه جدید مشتکل از داوطلبان رشته کسب و کار ایجاد خوهیم کرد تا با همتایان خود در کشورهائی که اکثر جمعیتشان مسلمان هستند مشارکت و همکاری کنند. من امسال میزبان نشست سران در باره کارآفرینی خواهم بود تا معلوم سازیم که چگونه می توانیم پیوندهای بین رهبران موسسات اقتصادی و تجاری، بنیادها و کارآفرینان در آمریکا و جوامع اسلامی در سراسر جهان را عمیق تر سازیم.

علوم و فن آوری
در رشته علوم و فنآوری صندوق جدیدی برای پشتیبانی از توسعه و عمران در کشورهای دارای اکثریت مسلمان ایجاد خواهیم کرد و به انتقال افکار و ابتکارها به بازار کار یاری خواهیم رساند تا بتوانند شغل ایجاد کنند. ما در آفریقا، خاورمیانه و آسیای جنوب خاوری مراکز عالی علمی باز خواهیم کرد و یک سفیر ویژه برای همکاری در زمینه برنامه های توسعه منابع جدید انرژی، ایجاد مشاغل سبز، پرونده های دیجیتال، آب پاکیزه، و کشت محصولات جدید منصوب خواهیم کرد. و امروز یک کوشش جهانی جدید را با مشارکت سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی برای ریشه کن سازی فلج اطفال آغاز می کنیم و نیز مشارکت با جوامع اسلامی را در راستای ارتقاء بهداشت و درمان مادران و نوزادان توسعه خواهیم داد.
همه این کارها با مشارکت انجام پذیر خواهد بود. آمریکائیان آماده اند به شهروندان، دولت ها، جوامع، سازمان ها، رهبران مذهبی و رهبران مؤسسات تجاری و اقتصادی در جوامع اسلامی در سراسر گیتی بپیوندند تا به مردم ما کمک شود از زندگی یهتری برخوردار شوند.

رسیدن به هدف، تنها از راه همکاری
رسیدگی به موضوع هائی که شرح داده ام آسان نیست. ولی ما مسئولیت داریم که به خاطر دنیائی که می خواهیم به هم بپیوندیم – دنیائی که در آن دیگر افراط گرایان مردم ما را به مخاطره نیافکنند و نیروهای امریکائی بتوانند به کشورشان بازگردند؛ دنیائی که اسرائیلی ها و فلسطینیها هر کدام در کشور خویش باشند و انرژی هسته ای برای مصارف مسالمت آمیز به کار رود، دنیائی که در آن دولت ها به شهروندان خویش خدمت کنند و حقوق همه بندگان خدا محترم شمرده شود. این ها منافع متقابل است. این است جهانی که می جوئیم ولی تنها از راه همکاری است که می توانیم به آن تحقق بخشیم.
می دانم که بسیاری از مسلمانان و غیر مسلمانان می پرسند که آیا می توانیم این آغاز نوین را تحقق بخشیم؟ برخی شوق دارند که در آتش نفاق بدمند و مانع پیشرفت شوند. برخی می گویند به زحمتش نمی ارزد چون محکوم به نفاق هستیم و تمدنها محکوم به برخورد با یکدیگرند. عده بیشتری ترجیح می دهند شکاک باشند که تغییر واقعی می تواند رخ دهد. ترس بسیار و عدم اعتماد بسیار زیاد است. اگر در بند گذشته اسیر بمانیم هرگز به پیش نخواهیم رفت.

به خود و دیگران ایمان داشته باشیم
این دنیا برای لحظه ای کوتاه در تاریخ متعلق به همه ماست. پرسش این که آیا فرصت آن را داریم که بر آنچه که ما را از هم جدا می کند تمرکز کنیم و آیا می توانیم خود را به یک تلاش – تلاشی پیگیر – برای جستن زمینه مشترک متعهد سازیم و به آینده ای که برای فرزندان خود می خواهیم تمرکز کنیم و به کرامت همه انسانها حرمت بنهیم؟
اینها ساده نیستند. شروع کردن جنگ آسان تر از پایان بخشیدن به آن است. سرزنش کردن دیگران آسان تر از نگاه به نفس خویش است. دیدن تفاوت دیگران آسان تر از یافتن مشترکات آنها است. اما یک قاعده نیز وجود دارد که در دل هر دینی نهفته است که می گوید "آنچه خواهید که مردم با شما کنند، شما نیز با ایشان آن چنان کنید". حقیقت از وجود ملت ها و اقوام فراتر می رود. این باوری است که جدید نیست، سیاه یا سفید هم نیست، مسیحی و اسلامی و یهودی هم نیست. باوری است که در گهواره تمدن تپیده و هئوز هم در قلوب میلیاردها انسان می تپد. آن ایمان به دیگران است و آن چیزی است که مرا امروز به اینجا کشانده است.

«طرحی نو در اندازیم»
ما این قدرت را داریم که جهان را آن گونه بسازیم که می خواهیم -- اما تنها در صورتی که شجاعت آغازی نوین داشته باشیم وبه خاطر داشته باشیم که چه نوشته شده است.
قرآن کریم به ما می گوید: «ای مردمان، ما شما را مرد و زن خلق کردیم و شما را به ملت ها و قبائلی مبدل ساختیم تا یکدیگر را بشناسید».
تلمود به ما می گوید: «تورات، سراسر برای اشاعه صلح است.»
کتاب انجیل به ما می گوید: «خوشا به حال آنان که برای برقراری صلح در میان مردم تلاش می کنند ، زیرا آنان فرزندان خدا نامیده خواهند شد.»
مردم جهان می توانند در صلح و صفا زیست کنند. می دانیم که مشیت الهی این است. اکنون باید وظیفه ما در کره خاک (نیز) همین باشد.

سپاسگزارم. پروردگار به شما صلح و صفا اعطا کند.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
محتوى إعلاني




پستعنوان: رد: متن کامل سخنرانی پرزيدنت اوباما دردانشگاه الازهـر ، به ترجمه رسمی دولت ایالات متحده   اليوم في 8:39 pm

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
 
متن کامل سخنرانی پرزيدنت اوباما دردانشگاه الازهـر ، به ترجمه رسمی دولت ایالات متحده
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 ::  اخبار :: جهان-
پرش به: