براي ديدن تمامي قسمتها بايد عضو شويد.



 
الرئيسيةPortal*مكتبة الصورورودثبت نام

شاطر | 
 

 غزنویان

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Biganeh
moderator


تعداد پستها : 598
اعتبار : 183
Registration date : 2008-09-28

پستعنوان: غزنویان   الأربعاء يونيو 10, 2009 5:36 am

غزنویان

دولت غزنوی (۹۷۵-۱۱۸۷)م. (۳۴۴ ه.ق. - ۵۸۳ ه.ق.) یک دولت فارسی زبان، نظامی و اسلامی بود. دولت غزنوی خاستگاه نژادی و پایگاه ملی خاصی نداشت، اما به عنوان مروج و ناشر اسلام مورد توجه و تایید خلافت بغداد بود


امپراتوری غزنویان در بزرگترین اندازه اش
امپراتوری غزنویان در ۱۰۲۵ میلادیاز آنجا که غزنویان نخستین پویه‌های شهریاری را در شهر غزنین آغاز نمودند به غزنویان نامدار شدند. بنیادگذار این دودمان کسی به نام سلطان محمود غزنوی بود. پدران او بردگان ترکی بودند که در زمان سامانیان خریداری شده و برای این دودمان ایرانی خدمت می‌کردند. کم کم کار ایشان گرفت و به شهریاری هم رسیدند. ناماورترین شهریاران این دودمان سلطان محمود و پسرش سلطان مسعود غزنوی بودند. پس از سلطان مسعود این دودمان رو به ناتوانی گذارد و چندی پستر حوزه فرمانرواییش به بخش‌هایی از هندوستان و افغانستان کنونی محدود شد.



تاسیس
در اواخر حکومت سامانیان یکی از سپه سالاران ترک به نام الب‌تکین کوشید با همدستی عده ای دیگر ٬ یکی از اعضای خاندان سامانی به نام نصربن عبدالملک بن نوح را به حکومت برساند اما نتوانست و پسر عموی وی یعنی منصور بن نوح به جای وی بر تخت نشست.بعد از این ماجرا البتکین راهی شهر غزنه در شرق ایران آن زمان و در افغانستان امروزی شد و در آنجا حکومت را بر دست گرفت.

دولت سامانی که گرفتار مشکلات درونی بودو از سمت ماوراءالنهر نیز با حکومت مسلمان و ترک نژاد ایلک خانیان درگیر جنگ بود پذیرفت که البتکین حاکم غزنه باشد.وی نیز خود را تابع دولت سامانی اعلام کرد و تا پایان عمر خود نیز در شهر غزنه اقامت گزید.اما دولتی که وی بنیاد نهاد بعدها به علت انتساب به شهر غزنه به حکومت غزنویان مشهور گشت.


دو جام پیدا شده در نیشابور متعلق به دوران غزنویان که در موزه متروپلیس نیویورک نگه داری میشودیکی از معروف ترین جانشینان البتکین داماد وی یعنی سبکتکین بود که زمانی خدمتکار البتکین بود.سبکتکین با نشان دادن لیاقت خود به بزرگان ترک توانسته بود حمایت و اعتماد آنها را به خود جلب کند.همگام با این تحولات در غزنه ٬ دولت سامانی به ضعیف ترین زمان خود رسیده بود و دچار مشکلات عدیده ای بود.سبکتکین ضمن اعلام وفاداری به حکومت سامانی برای سرکوب سرداران یاغی خراسان راهی آن دیار گردید و توانست اوضاع را تا حدی به نفع سامانیان آرام کند.دولت سامانیان نز به پاسداشت این خدمت وی٬نه تنها وی را در مسند حکومت غزنه تثبیت کردند بلکه اداره خراسان را نیز به پسر وی محمود واگذاردند.و سلطان محمود نیز با استفاده از امکانات این منطقه پهناور و آباد توانست بر قدرت خویش بیافزاید.محمود بعد از وفات پدر به حکومت غزنه دست یافت.

در همین اوضاع و احوال حکومت ایلک خانیان به ماوراءالنهر تاختند و با تصرف بخارا و پایتخت سامانیان و قسمتهای جنوبی رود جیحون به عمر این دودمان پایان دادند.و این باعث گردید سلطان محمود به استقلال کامل برسد.خلیفه عباسی نیز وی را مورد تایید قرار داد.دوران سی و سه ساله حکومت محمود بیشتر به جنگ با دولتهای اطراف و اضافه کردن تصرفات گذشت.وی در اکثر این نبردها پیروز میدان بود و علت نیز علاوه بر استفاده وی از سپاه کارآمد و مجهز که خاصه توجه خود سلطان محمود به امور نظامی بود ٬ درگیری‏ها و ضعف داخلی دولتهای اطراف نیز مزید بر علت شد که وی راحت تر به پیروزی برسد.مثلا سلسله آل بویه دچار تجزیه شده بود و دولت آل زیار در محدوده گرگان حاکمیت ضعیفی داشت.بازماندگان صفاریان نیز در سیستان دچار اختلافات خانوادگی بودند و هندوستان نیز در شرق علی رقم ثروت انبوهش دارای یک وحدت سیاسی نبود.


اهمیت هندوستان برای غزنویان
یکی از مسائل مهمی که در دوران غزنویان از سبکتکین شروع شد و در زمان محمود به اوج رسید و در زمان جانشینان وی نیز به شدت دنبال شد لشکر کشی های مداوم به هندوستان بود.علل این اقدام آنها اولا این بود که هند سرزمینی غنی و آباد بود که بتکده ها و معابد هندو های آنجا همیشه سرشار از طلا و جواهری بود که مردم برای خدایان خود هدیه می آوردند و حمله غزنویان به آنجا به معنای دستیابی به این ثروت بود.علت بعدی این ود که هندوستان کشوری کافر از نظر مسلمانان بود و لشکر کشی غزنویان به آنجا تلاشی در جهت گسترش اسلام وانمود میکرد و مخصوصا از نظر دولت عباسی جهاد در برابر کفر بود که مشروعیتی را برای حاکمین غزنه به بار می آورد.همچنین این لشکر کشیها باعث مشغول بودن سپاه غزنویان میشد که اگر این سپاه بی کار می ماندند باعث ایجان مشکل و بحران در دستگاه غزنویان می گشت.

این حملات مداوم سپاه غزنویان به هند باعث شد که اسلام در آن شبه قاره گسترش یابد و زبان فارسی نیز به عنوان زبان رسمی دولت غزنویان به هند راه یافت ٬ و همچنین باعث گشت قدرت دفاعی این کشور به علت حملات پی در پی رو به زوال گذارد و راه برای حملات بعدی غزنویان باز شود.


فتح سومنات
یکی از بزرگترین فتوحات سلطان محمود در هند فتح سومنات[1] بود که بزرگترین و مهم ترین بت هندوستان بود و طولش به پنج متر بالغ میشد.هندوان دسته دسته به زیارت این بت میرفتند و صدها برهمن نیز به دعای وی مشغول بودند.این بت آنچنان برای هندوان با ارزش بود که حتی معتقد بودند دریا نیز وی را میپرستد و جزر و مد را نشانه‏ی همین پرستش میدانستند.جواهرات فراوانی نذر این بت میشد و حتی صدها روستا وقف این بت بود.

تا قبل از اینکه غزنویان به سومنات حمله کنند هندوان برای توجیه بی قدرتی بت‏هایی که به دست سپاه غزنویان نابود میشد میگفتند که این بتان مورد قهر سومنات هستند.هنگامی که سپاه ۳۰ هزار نفری غزنویان به قصد سومنات حرکت کردند هندوان به پای سومنات افتادند که جلوی سپاه محمود را بگیرد اما سومنات برای جلوگیری از نابودی خود نیز توانایی کاری را نداشت٬و بدستور محمود نابود شد و ثروت معبد نیز به غنیمت گرفته شد.


بعد از محمود تا سقوط سلسله

سکه ضرب شده به نام سلطان مسعودبعد از مرگ محمود برای به حکومت رسیدن میان دو پسرش یعنی محمد و مسعود اختلاف بوجود آمد و بعد زا کشمکش هایی مسعود توانست پیروز شود و ه حکومت برسد اما چون حس میکرد کارگزاران پدرش با به حکومت رسیدن وی مشکل دارند در صدد کنار گذاشتن آنها برآمد.در این زمان کارگزاران دستگاه غزنوی به دو دسته تقسیم شده بودند یک دسته پدریان یعنی طرفداران سلطان محمود و دیگران پسریان که هواداران مسعود بودند.از جمله پدریانی که سخت مورد غضب سلطان مسعود قرار گرفت ابو علی میکال معروف به حسنک وزیر بود که چون از موقعیت اجتماعی بالایی برخوردار بود به ناچار برای از سر راه برداشتن وی ٬ او را به انحراف مذهبی متهم نمود که شرح آن در تاریخ بیهقی آمده است.و سپس وی را دار زد و اموالش را مصادره نمود.این اقدام وی ضربه مهلکی بر پیکره دودمان غزنویان وارد کرد؛زیرا وی با این کار هم خود را از داشتن کارگزاران مجرب محروم ساخت و هم وجه خود را در میان مردم که میدانستند علت اصلی بر دار کردن حسنک چیست ٬ خراب نمود.

مسعود غزنوی نیز مانند اسلاف خود حمله به هند را در سرلوحه کاهایش قرار دارد اما دیگر از آن ثروتهای افسانه ای هند خبری نبود و در نتیجه بار سنگین هزینه ها بر دوش مردمی نهاده شد که مجبور بودند مالیات بپردازند و این خود باعث نارضایتی مردم بویژه مردم خراسان شد.و در نتیجه توجه بیش از اندازه مسعود به هند وی از تحرکات سلجوقیان در خراسان غافل ماند.پس از مرگ مسعود فرمانروایی غزنویان به قسمتی از غرب هند به مرکزیت لاهور محدود گشت.و در نهایت در قرن ششم هجری غوریان آخرین بقایای غزنویان را نیز از بین بردند.


نام و لقب پادشاهان سلسله غزنویان با توالی و مدت حکومتشان
پسران الب‌تکین:

۱ – الب‌تکین ۳۵۱

۲ – ابواسحاق ابراهیم‌بن الب‌تکین. ۳۵۲

۳ – بلکاتکین (غلام الب‌تکین). ۳۵۵

۴ – پیری (غلام الب‌تکین). ۳۶۲

پسران سبکتکین:

۵ – ناصرالدوله سبکتکین (غلام الب‌تکین). ۳۶۷

۶ – اسماعیل‌بن سبکتکین. ۳۸۷

۷ – یمین‌الدوله ابوالقاسم سلطان محمود پسر سبکتگین . ۳۸۹

۸ – جلال‌الدوله محمد پسر محمود مکحول پسر سبکتگین . صفر ۴۲۱

۹ – سلطان مسعود (اول)پسر سلطان محمود پسر سبکتگین . شوال ۴۲۱

محمد (برای بار دوم حکومت کرد و به سال ۴۳۳ ه‍. ق. کشته شد).

۱۰ – شهاب‌الدوله ابوسعد مودود پسر مسعود پسر محمود (درگذشتهٔ به سال ۴۴۰ ه‍. ق.). ۴۳۳

۱۱ – مسعود (دوم) ابن‌مودود (طفلی که چند هفته حکومت کرد). ۴۴۰

۱۲ – بهاء الدوله ابوالحسن علی‌بن مسعود (اوّل). رجب ۴۴۰

۱۳ – عزالدوله عبدالرشید پسر محمود پسر سبکتگین . ۴۴۱

طغرل غاصب (غلام محمود بود ۴۰ روز حکومت کرد و به سال ۴۴۴ درگذشت).

۱۴ – جمال‌الدوله فرخزاد پسر مسعود پسر محمود. ۴۴۴.

۱۵ – ظهیرالدوله ابراهیم بن مسعود، ملک مؤید جلال‌الدین. ۴۵۱ - ابراهیم پسر مسعود پسر محمود

۱۶ – علاءالدوله ابوسعد مسعود (سوم) پسر ابراهیم پسر مسعود . ۴۹۲

۱۷ – کمال‌الدوله شیرزادبن مسعود. ۵۰۸

۱۸ – سلطان‌الدوله ارسلان‌شاه پسر مسعود پسر ابراهیم. ۵۰۹

۱۹ – یمین‌الدوله بهرام‌شاه پسر مسعود پسر ابراهیم (نایب سنجر). جمادی‌الاولی ۵۱۲ -

۲۰ – معزالدوله خسروشاه پسر بهرام‌شاه پسر مسعود. ۵۴۷

۲۱ – تاج‌الدوله خسروملک پسر خسروشاه پسر بهرام‌شاه. ۵۵۵

الفتح الغوری (درگذشتهٔ به سال ۵۸۲ ه‍. ق.)
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
غزنویان
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
 ::  تاريخ، فلسفه و مذهب :: تاريخ :: ايران-
پرش به: